خرید بک لینک

"به نام ۱۲ سالگی"

۱۲سال گذشت ازمیدان هفت تیر

۵ سال گذشت ازباغ لیان

تو چقدر مثل هیچکس نبودی، نیستی، نباش

تو چقدر مثل خودت بودی، هستی، بمان

هر سالی که گذشت آبستن حادثه ای بود، امسال هم و سالهای بعد هم

این ماییم که آبستن کننده حادثه ایم

نوشتی ما سامورایی هستیم

درست نوشتی

ما، هستیم

ما سر درد میگیریم از بی حادثه ای

ما دنبال دردسریم ولی از نوع پیشرفت دهندش، قوی کنندش، حال خوب کنندش

ما باهم هست که قوی میشیم

ما بی هم خسته ایم

حالمون از بیهم بودنمون بد میشه

بی تو به من نمیگذرد خوش فقط صرفا یه وقتگذرونیه سادس

تو تموم این سالها سعی کردم که بهترینم باشم کنارت، قطعا همیشه موفق نبودم و این ذات آدمیه ولی تمام تمامم رو برای بهتر بودن وبهتر شدنم گذاشتم

که تو هم چنین بودی

ما اگر شبیه هم نشده بودیم تعجب داشت!

ما هر روز مرحله جدیدی از زندگی رو تجربه می کنیم

ما یاد گرفتیم اینجا که باید روز به روز زندگی کنیم و از لحظه هامون لذت ببریم

امسال هم بی کادو برایت میگذرد ولی کنارت هستم برعکس سال پیش

ما بالغانه رشد میکنیم

بلوغ ما وفهم ما از هم نقطه طلایی رابطه ماست

باید بالغ و فهیم بمانیم

همیشه خوب نیستیم

گاهی خسته ایم

گاهی کم حوصله

گاهی حتی بی حوصله

ولی میگذرد

زمانهایی مقطعی در ما هست که چنینیم

ولی . . .

میگذرد

میگذرانیمش

همین است زندگی

سالمیم و در کنار هم

نگران چه باشیم؟

هر کجا که باشیم و در کنار هم، خانه همانجاست، عشق همانجاست، چون ماییم که نماد خانه ایم، ماییم که تبلور عشقیم، ماییم که جریان زندگی هستیم.

باید فقط بالغ و فهیم بمانیم.

چشم انتظار آنم که سالهای بیشتری از عمرم را کنارت بگذرانم.

با هم

در جایی سرسبز

با تافی و بچه ها

با هم و نوه ها

فقط خداست که میداند، پس خدایا آن ده که آن به.

بی تا و هنوز

"دوستت دارم"

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1398 ساعت: 7:46

صفحه بندی