به نام "امین"
در پسا لرزه های زلزله ی دی ماه، تو بزرگترین زلزله ی زندگی من بودی که بیشترین ریشتر را بر وجود من ریختی و من همچنان گسل هایم فعال و در حال لرزشه. لرزش های وابسته به تو با وجود خطر فروریختگی ولی شیرینه و من همیشه و همیشه تسلیمم به ویرانگی، اما ستون دست های تو به قدری خوش ساخت و مهندسی ساز تعبیه شده که قلب لرزان من هنوز پابرجا و بدون ویرانی ایستاده و پذیرای لرزه های توست.
بعد از قیام کردن برای حکومت تو بر زندگیم ،بقیه ی قیام ها و تغییرات رو در این روزهای شورشی و آشفته ناصواب و نامربوط میبینم، پس تو حاکم سرزمین خانه یمان باش که بیشترین جنگ و صلح ها و غنیمت ها در آن است و بگذار حکومت بقیه ی زمین به دست تظاهرات و رهبران و طالبانش بیفتد. من با تو در سرزمینمان قانونها را لغو و برقرار میکنم و چه شاد و خوشحالم از حاکمیتت.
بخاطر زمینی شدنت، بخاطر امن و امین بودنت، پا بودنت، لبخندهای گاه و بی گاهت، صبوریت در صبح های بداخلاقی من ، پذیرش کمبود حضور من بخاطر وسوسه های پیشرفت، تلفن های گاه و بیگاهی که منو وادار به ترک لحظه های با تو بودن میکنه، هجمه ی استرسی که گاهی با زندگی بقیه به زندگمیون تحمیل میکنم و بخاطر همه ی تبسم هات، صداقتت، خود بودنت و چشمهای معصومت ،هزار بار کمه، که هزاران بار وجودت رو سجده میکنم ،که بی ایمانی من با تو ایمن شد و من تویی رو شکر میکنم که حضورت را میبینم.
التیامم دادی بعد از سالها، زخم هایی که چسب زخمشون فقط تو بودی و چقدر استادانه و ماهر تک تک زخم های وجودیم را با همدلی، درک و پذیرش مطلقت و نگاه بدون قضاوتت کمک کردی تبدیل به بلوغ بشن و من با تو بررگ شدم و زندگی را مزه مزه کردم. برای من باش که نبودنت برابر با بی ایمانی من، فرو ریختنم و ترک همه آنیست که بی شراکت تو فقط معنی بودن دارد نه زیستن.
امین دوست داشتنی من.
تو خوده خوده منی، با تکرار کلمات مشترکمان، با زاویه ی نگاه در هم فرو رفته ی مان و رفتار و نگاهی که فقط تو دانی و من.
بالهای من همیشگی باش که سقوطم بدون تو به ناکجا آبادیست که هنوز در زمین کشف نشده.
تولدت مبارک
عشق جان من
۱۲ دی ماه ۹۶
در خانه ای که فرسنگ ها با حضورت فاصله داشت.
تو سرزمین منی، تو به من هویت میدهی
آن که تو را دوست ندارد، بی وطن است
«نزار قبانی»
برچسب:
نویسنده: پرنیا بختیاری