به نام "صبحت بخیر"
فاصله مان تنها یک اتاق است
تو دراز کشیده ای و تافی برای رسیدن به تو از هیچ تلاشی دریغ نمیکند و من . . .
برای تو می نویسم
برای خانواده کوچکمان که برای من اندازه تمام هستی ارزشمند است
بانوی من
صبحت بخیر
هر چند که صبح از وقتی شروع می شود که تو به زندگی سلامی دوباره کنی
جانان دلم
صبحت بخیر
در کنارت 18 ام دیگری را آغاز میکنم و از خدای عشق مشترکمان می خواهم که فرصت تکرار این 18 ام ها را تا بارها و بارها و بی تا به ما ارزانی کند
عشق همیشه و هنوز من
صبخت بخیر
تو را به اندازه خنکای همین نسیم در حال وزیدن در زیر سقف مشترکمان
تو را به اندازه همین تلاش های تافی برای رسیدن به تو
تو را به اندازه همین لذت های زیبا و بی اندازه
ای زیبای من
بی اندازه
"دوستت دارم"
برچسب:
نویسنده: پرنیا بختیاری