
عاشقانه هایم برای تو...November Third 2018"به نام آیدا"دو سال پیش وقتی موقع فوت کردن کیک تولدت زمزمه وار گفتم که شاید . . .یادته؟و امسال . . .از موقعیکه شناختمت تو تموم این سالها با خودم عهد بستم که این روز خاص رو، روزیکه برای ما متولد شدی کنارت باشم، حتی عصا به دست در شرقی ترین جای آسیا.گفتن اینکه چقدر دوست دارم هنوز نه برام از روی عادته و نه هنوز ذره ای ازش کم شدهفقط گذر زمان بیشتر من رو به این باور رسوند که تو همون قلب بزرگی هستی که پا داره و بیرون از سینه من برای موندن ما میتپه.حضورت کنارم ت...
ادامه مطلب
به وقت " April 16 2019" برای همه ی نبودن هام، برای همه ی خستگی هات، برای همه ی بی توجهی هام، برای همه ی زحمتهایی که میکشی و فکر میکنی دیده نمیشه، برای همه ی پایه بودن هات، برای حمل ظرف غذا در سرما برای مراقبت از من، برای عشق دادن به تافی زمان نبودنم، برای قابل افتخار بودنت، برای شعورت، برای فهمت، برای دل مهربونت، برای دلتنگی هایی که داری میکشی و به لب نمیاری، برای دل نگرانت، برای استرسی که داری و در خودت فروش میبری، برای لباسهایی که با تمام سنگینیش میبری و...
ادامه مطلب
به نام "امین"در پسا لرزه های زلزله ی دی ماه، تو بزرگترین زلزله ی زندگی من بودی که بیشترین ریشتر را بر وجود من ریختی و من همچنان گسل هایم فعال و در حال لرزشه. لرزش های وابسته به تو با وجود خطر فروریختگی ولی شیرینه و من همیشه و همیشه تسلیمم به ویرانگی، اما ستون دست های تو به قدری خوش ساخت و مهندسی ساز تعبیه شده که قلب لرزان من هنوز پابرجا و بدون ویرانی ایستاده و پذیرای لرزه های توست. بعد از قیام کردن برای حکومت تو بر زندگیم ،بقیه ی قیام ها و تغییرات رو در این روزهای شورشی و آشفته ناصواب و نامربوط میبینم، پس تو حاکم سرزمین خانه یمان باش که بیشترین جنگ و صلح ها و غنیمت ها در آن است و بگذار حکومت بقیه ی زمین به دست تظاهرات و رهبران و طالبانش بیفتد. من با تو در سرزمینمان قانونها را لغو و برقرار می...
ادامه مطلب
به نام "تافی" دخترم سلام این نوشته اولین نوشته ایه که خطاب به مامانت نیست و برای تویی نوشته میشه که شاید هیچ وقت نتونی بخونیش ولی قطعا تمام حسش رو از ما "بو" میکشی وقتیکه یکسال پیش یه دختر خیلی خیلی خیلی کوچولو بودی که حتی پاهای سفید خوشگلت توان نگهداشتن جثه قهوه ایت رو نداشت و اومدی پیشمون ، همه فک...
ادامه مطلب
به نام "عشق" از روزی که شروع کردم به نوشتن هشت سال میگذره و وارد سال نهم میشم شاید انگیزه شروع این نوشته ها حال هوبی نبود ولی خیلی زیاد خوشحالم که به سرعت و زود تبدیل شدن به بهترین حال ادامه این مسیر "تو" شدی که نوشتن هر ماهه برات انگیزه ای باشه برام که ثبت خاطره کنیم ، و توی این دنیای شلوغ و پر از فراموشی هر از گاهی از خوندنشون لذت ببریم. انگیزه زندگی من این نوشتن ها رو برای هر مناسبتی با تمام عشقم ادامه میدم بی تاو تو را نیزبی تا"دوستت دارم"...
ادامه مطلب
به نام " ماه عشق " جانان دلم این اولین 18 امی هست که 2 نفر نیستیم ، کوچک مهمانی داریم عسل که ما به رسم ادب هانی خطابش میکنیم! هر از گاهی که ذهنم بد مسیر پرواز میکند و به بیراهه میرود از ترس تحمل زندگیم لحظه ای بدون تو میشکنم تو تمام عشق منی این جمله را شاید بارها و بارها از من شنیده باشی ولی میدانی تمام این بارها و بارها حتی اندکی از انقلاب درون من را خاموش نکرده؟ تا هنوز زندگی با تو لذیذ و جذاب است و من تو را بی تا و بی حد عسل وار و عاشقانه "دوستت دارم"...
ادامه مطلب