به نام "زمان عاشقی"
اولین 18امی را آغاز میکنم که تا تو آغازش کنی 9 ساعت زمان لازم است.
میدانی که قرار نیست مرثیه سرایی کنم
و نمیکنم
پس پر از عشق برایمان می نویسم
این زمان محدود بی هم بودن زودتر از آنچه که فکرش را بکنیم به پایان میرسد
تمام درگیری ذهنی ما این است که زمانمان دست خودمان نیست وگرنه میدانیم که با هم بودن سه نفره مان به صلاح هیچکداممان نبود و چه خوب که این زمان به ما داده شد که احساسی تصمیم نگیریم و با تمام توان و اندیشه مان قدم به این مسیر جدید بگذاریم.
ما همیشه به خدای نگهدارنده عشقمان توکل کرده ایم و همیشه هم بهترین هایی که از او بعنوان صلاحمان طلب کرده ایم را نصیبمان کرده، پس این بار هم واگذارش کرده ایم به اویی که بهترینمان را برایمان میبافد
بانوی زیبای من
بانوی دکتر من
میدانی که چقدر به وجودت افتخار میکنم و به خودم میبالم که در کنارت حضور دارم و امیدوارم بدانی که چقدر برایمان عزیزی و چه بی اندازه عاشقانه دوستت داریم
به قول تو ما سامورایی هایی هستیم که یکجا نشستن بی حرکت و بی هدف تنها ما را به هاراگیری سوق میدهد. ما آمده ایم که ایستاده بجنگیم، ایستاده زندگی کنیم و ایستاده زنده بمانیم و ایستاده . . .
ما سمبل خواستن توانستنی هستیم که برای رسیدن حتی مایل ها فاصله را به مترها تبدیل میکنیم
آری عزیزک جانم
آری زیبای لعنتی من
کافیست به یاد بیاوریم که ما در آستانه جشن 4امین سال مهمترین اتفاق زندگیمان هستیم که نبودنمان را بارها به گریه نشستیم
ما برای هر چیزی جنگیده ایم
برای هم
برای ما
برای لحظه لحظه زندگیمان
برای پیشرفت
برای رفتن
و باز برای هم
ما برای هم میگذریم تا به هدف والاتری برسیم
مثال سربازی که برای رسیدن هم رزمانش به فتح هدفشان به روی مین می رود، چرا که او میداند هدف از او بالاتر است.
و ما در لشکر سه نفره مان میدانیم که هدف نهایی ماییم در بهترین جا و در آرام ترین حال ممکن
پس
ما به دست می آوریم با تمام سختی هایش
چرا که هدف ماییم جانان
قشنگ ترین اتفاق من
تو را به وقت تو
تو را به وقت من
تو را به وقت مشترک عاشقی
"دوستت دارم"
برچسب:
نویسنده: پرنیا بختیاری