خرید بک لینک

به نام "پنجمین"

"تو"

تکلیف این نوشته مشخص است.
قرار بر گلایه نیست بابت این همه فاصله زیاد در یکی از خاص ترین روزهای مشترکمان.
نه.
هرگز.
چون میدانم و میدانی که هر کاری و هر تصمیمی تاوان دارد و ما آمده ایم و آماده برای تاوان دادن.
"از زمان تولد"
امروز ما برای من امروز است و برای تو فردا.
همینش خاص نیست؟
ما دو امروز داریم.
دو روز خاص در یک سال.
یکی به تقویم تو.
یکی به تاریخ من.
"درون من بودی"
در پایان ۴اُمین مشترکمان و سرآغاز ۵اُمینمان، در دورترین جای ذهنمان بود این همه فاصله.
ما که سه سال گذسته را زیر سقف مشترکمان، خارج از تهران، خارج از ایران شادی کردیم این بار هم شادیمان مشترک است حتی در دورترین جای جهان از هم.
مهم نیست کجا باشی.
مهم نیست کجا باشم.
"وگرنه عشق"
ما ۱۸اُم, های زیادی را دور از هم گذرانده ایم و این دوری هیچ گاه در خاص بودن این روز و این عدد تاثیری نداشته.
چه کسی میداند؟
سالهای باقیمانده پیش رو را کجا باشیم؟!؟
کجای این هستی قرار است میزبان شادی ما باشد در این روز خاص؟
آنجا که تو هستی؟
اینجا که من دیگر نیستم؟
در قاره تو؟
در کُره ما؟
در کُره ماه؟
همین مجهول بودن ها جذاب ترش نمیکند؟
"که اینقدر"
من که میگویم آری.
تو را هم میدانم که با من هم نظری.
تو هم عقیده ترین و هم نظر ترین و هم راه ترین و هم سفر ترین و هم پا ترین و هم سر ترین منی.
تو جذاب ترین اتفاق این روز و ماه و سالی.
غصه دار نیستم که بی تو میگذرانمش.
تو هم نباش.
ولی سخت دلتنگت هستم، امروز بیشتر.
ولی چیزی نمانده.
تنها چند روز . . .
تنها چند ساعت . . .
تنها چند دقیقه . . .
اجازه بدهیم به هم.
که امروزمان را اندکی دیرتر شادی کنیم.
چه فرقی میکند؟
مگر ما سازندگان امروز و این تاریخ و این اعداد نیستیم؟
مگر ما نیستیم که به این بازی جان داده ایم؟
پس خودمان قاعده بازی را عوض میکنیم شاید تنها برای امسال.
"اتفاقی نیست"
تو را به اندازه فاصله مان
"دوستت دارم"

برچسب: نویسنده: پرنیا بختیاری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 3:05

صفحه بندی